السيد موسى الشبيري الزنجاني

7168

كتاب النكاح ( فارسى )

مؤمن طاق است ، تفسير نموده است . به هر حال حتى اگر اين ابى جعفر را كه صفوان از او نقل مىكند نتوانيم بشناسيم ، بنابر مختار در مورد مشايخ ثلاث ، چون صفوان از او نقل حديث نموده است ، حكم به اعتبار او مىشود . تعيين ابى جعفر در سند روايت صفوان : اجمالًا شش نفر در طبقه‌اى خوانده شده كه داراى كنيه ابى جعفر بوده و صفوان بن يحيى مىتواند از آنان نقل حديث كرده باشد - البته بنابراين كه عبارت « مردعه يا بمردعه » از سند روايت نباشد و الا با توجه به اين وصف محتمل است كه شخص ديگرى باشد ، اگر چه ما در اين صورت هم كه ناشناس مىشود بنابر مختار حكم به اعتبار او مىكنيم - و آنها عبارتند از : 1 - محمد بن على حلبى : كه برادر عبيد الله بن على حلبى است و در وثاقت آنها ترديدى نيست . نجاشى مىگويد كه صفوان كتاب تفسير محمد بن على حلبى را نقل مىكند و مرحوم آقاى خويى چنين استظهار مىكند كه صفوان فقط كتاب تفسير او را نقل نموده و اما در باب حلال و حرام هيچ روايتى از او ندارد . ولى اتفاقاً فقط يك روايت از محمد بن على حلبى دارد و آن هم در تفسير نبوده و در حلال و حرام در باب حيض است و در چند مورد هم صفوان با واسطه چند نفر مختلف از محمد بن على حلبى روايت نقل مىكند و به طور وافر به واسطه عبد الله بن مسكان از او نقل حديث مىكند ، و ظاهراً در فهرست نجاشى سقطى واقع شده است چرا كه صفوان از عبد الله بن مسكان از محمد بن على حلبى به طور فراوان نقل مىكند و مرحوم صدوق هم در مشيخه عبد الله بن مسكان را واسطه آورده است ، و ظاهراً همان كه در مشيخه صدوق هست صحيح است و گمان مىكنم كه در آن يك مورد هم كه صفوان بلاواسطه از محمد بن على حلبى نقل نموده است ، عبد الله بن مسكان سقط شده باشد و لذا احتمال اينكه مقصود از ابى جعفر در